عبدالله مستوفى
11
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مزاج من و برادرم بهتر شد . در اواسط ماه دلو ، رسالهء ابطال الباطل را بر رد قرارداد شروع ، و روز 29 حوت همان سال تمام كردم . نويسندهها رسم دارند ، گاهى با اجازه از نويسنده ، يكقسمت ، يا تمام رسالهء شخص ديگرى را هم در ضمن نوشتهء خود ميآورند . اگرچه ابطال الباطل ، عليحده در اصفهان چاپ شده است ، ولى ، چون اين رساله ، قسمت مهم اوضاع ادارى و اجتماعى دوره را بخصوص در قسمتى كه برد مطالب بيانيهء وثوق الدوله تخصيص دارد ، خوب تشريح مىكند هيچ به از آن نديدم ، كه از رسالهء نوشتهء خود استفاده كرده ، عين آن را در اينجا درج كنم . خوانندهء عزيز توجه دارد كه اين قسمت قرارداد وثوق الدوله و بخصوص طرز اجراى آن مقدمه و در حقيقت سرمشق و پيش درآمد اعمال دولت در آينده حد فاصل بين مشروطه و ديكتاتورى و يكى از قسمتهاى مهم تاريخ سياسى و اجتماعى و ادارى اين كشور است ، كه اگر نميخواستم عين اين رساله را در اين كتاب بگنجانم ، بايد در مقدمات و مقارنات اين قرارداد مطالب زيادى از ديده و شنيدههاى خود بياورم و مجبور مىشدم چيزهائى كه در ابطال الباطل نوشتهام در اينجا تكرار كنم . اينست كه بهتر دانستم عين آن رساله را در اينجا نقل كنم ، تا افكار عامه و اعتراضاتيكه بر قرارداد داشتند ، بيشتر واضح شود . شايد ، سبك نگارش اين رساله ، با سبك اين كتاب خيلى يكنواخت نباشد ، ولى اين نقص ، در مقابل فوايدى كه از آوردن عين آن در اين كتاب متصور است ، چيز مهمى نيست و در خور عفو مىباشد . بخصوص ، كه اين رساله با وجود اينكه موضوعش جديست ، خالى از تمثيل و مطايبه نبوده و از اين حيث ، با اصل كتاب همرنگ است اميدوارم باعث ملال نشود اينك : ابطال الباطل يا رد قرارداد رئيس الوزراء ايران با دولت انگليس و بيانيهء ايشان مقدمه در تاريخ سيزدهم ذيقعدهء 1337 ، كه مسلما منحوسترين « 1 » ايام تاريخ ايران است
--> ( 1 ) - نحوست اين قرارداد دامنگير وثوق الدوله هم شد ، زيرا بعد از اين تاريخ جز چند روزى كه بعنوان وكالت بمجلس رفت و چند روز ديگرى كه در كابينهء مستوفى الممالك وزير شد ، در هيچيك نتوانست دوام و قوامى پيدا كند ، هميشه در اروپا بسر ميبرد . از اواخر كابينهء آقا داداشش احمد قوام هم كه بايران مراجعت كرده است در حال انزوا و اكثر با كسالت مزاج در سليمانيه افتاده است .